X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 10:48 ب.ظ

 Your image is loading... 

 

نیچه 

 

Your image is loading... 

 

نیچه وپل ولوسالومه

 گفتمگفتی بانیچه فیلسوف شهیرآلمان

"...باآنکه سنگ نمیشنودونمی بیند

به آرامی میگریدکه:

مرابه یادآر

مرابه یادآر..."

نیچه

یکی ازصاحبان اندیشه نیچه،داستایوفسکی،کیرکگوروکافکارا"چهارشهسوارسرنوشت"می نامد.امروزه وقتی کمتراندیشمندی رامیشناسیم که تحت تاثیراندیشه ی آنهاقرارنگرفته باشدبهتربه ارزش این نامگذاری پی میبریم.بنابراین چنین به نظرمیرسدکه هردوستداراندیشه بایستی بعدازآمادگیهای مقدماتی آثاراین عزیزان راتهیه کرده یکبارباتوان خویش بدون دخالت دیگران دردل شبهای تنهائی بخواندوباردگرنزداستادی به زانوبنشیندونادانسته های خویش راگره گشائی کند.تنهادرسایه ی چنین کوشش نفس گیریست که دریچه هائی ازگلزارباغ اندیشه ی شهسواران سرنوشت به روی آدمی گشوده میشود.وگرنه انتخاب چندگزینه گویه ازآنهاوتکرارطوطی وارشان درجمع ارزشی معادل نشخوارچارپایان خواهدداشت وچنین اظهارلحیه هائی کارفضل فروشان تازه موبه زنخدان روئیده تلقی خواهدشد.شایدبه دلیل چنین اهمیتی باشدکه دردنیای مترقی تشکیلات بزرگی جهت شناسائی ونشرافکارچهارشهسوار سرنوشت بوجودآمده وکمترروزنامه یامجله ی معتبری رامیشناسیم که به طورروزانه هفتگی یاماهیانه واجدمطلبی ازچهارشهسوارسرنوشت نباشد.

ببخشیدآقای نیچه ممکن است ازنوع وهدف فلسفه ای که داریدبرایمان بگوئید؟

دلباخته ی فلسفه ای هستم که ازتجربه ای خام تراشیده شود.زمان،زمان فلسفه ی من نیست،زمان فلسفه ی من وقتی خواهدبودکه انسان ترس ازدانستن رارهاکند.دیگرضعف رادرلفافه ی قوانین اخلاقی مبتذل نپیچدواین جسارت رابیابدکه رشته های"توباید"هارابگسلد.درچنین شرایطی بشرتشنه ی فرزانگی من خواهدشد.

ببخشیدآقای نیچه ممکن است اززندگی وطرزتلقی شماازآن بگوئید؟

زندگی جرقه ایست میان دوخلا،تاریکی ِپیش ازتولدوتاریکی ِپس ازمرگ.عجیب است که تاریکی پس ازمرگ ذهن مردمان رابیشتربه خودمشغول میکندوهرگزمجالی برای اندیشیدن به تاریکی پیش ازتولد

باقی نمیگذارد.بدترین بخش ماجرااینجاست که زندگی آزمونیست که پاسخ صحیح ندارد.درین گرداب اگر مالک طرح زندگی نباشیم اجازه داده ایم که وجودمان یک تصادف قلمدادشود.

آقای نیچه ممکن است خواهش کنم بگوئیدچگونه زندگی کنیم؟

من به شاگردانم می آموزانم که نباید زندگی رابانویدزندگی دیگری درآینده اصلاح کردیاازبین برد.آنچه جاودانه است این زندگی واین لحظه است.هیچ زندگی دیگرهدفی که این زندگی روبه آن داشته باشدیا قضاوت ودادگاهی درمیان نیست.این لحظه تاابدخواهدبودوهرکس به تنهائی تنهاشونده ی خویش است.

آقای نیچه لطفادرموردوظیفه بگوئید؟

همیشه این سوالیست که آیاوظیفه میتواندبرعشق آدمی به خویشتن وتلاشش برای رسیدن به آزادی مطلق پیشی گیرد؟تا آدمی به خویش دست نیافته باشدوظیفه کلمه ای توخالی خواهدبودکه بشرباآن ازدیگران برای بزرگ جلوه دادن خود استفاده خواهدکرد.البته آدمی باری بردوش دارد.خاک هرچه غنی ترباشدناتوانی دربارورساختنش نابخشودنی تراست.همیشه کنارآمدن بابی اعتباری وبدنامی ساده ترازکنارآمدن باعذاب وجدان به خاطرعدم اجرای وظیفه است.

ببخشید استادازمناسبات انسان وزمان بگوئید؟

زمان سنگین ترین باری است که آدمی بدوش میکشد.آنرانمیتوان درهم شکست.بزرگترین چالش بشرهمانازندگی به رغم این بارطاقت فرساست.قلب آدمی لحظه لحظه های زمان رامیشماردوزمان همه

چیزآدمی رامیجودومیبلعدوچیزی باقی نمیگذارد.

ببخشیداستاددرزندگی به دنبال چه کسی برویم؟

این همیشه یک سوال نفس گیراست که چه کسی خطرهای عشق به فرزانگی ونفرت ازبندگی رابه ماگوشزدخواهدکرد؟خود ِکهنه رابایدکشت وآتـش زدوخود ِنوین رابرخاکسترکهنه بناکرد.نزدآنها که بیش ازتوان خویش میخواهندمنشینیدکه دروغی زشت درقلب خودنهان دارند.درمیان مردم کوچک دروغ بسیارست.پریشانی من ازکسی نیست که به من دروغ میگویدازین آشفته ام که دیگرنمیتوانم اوراباورکنم

آقای نیچه گفته ایدکه ازداستایوفسکی آموخته ایدمیشودنمونه ای ازین یادگرفته هارابیان کنید؟

داستایوفسکی مینویسد:"چیزهائی هست که نبایدگفت،مگربه دوستان.چیزهائی هست که نبایدگفت،حتی به دوستان وبالاخره چیزهائی هست که نبایدگفت حتی به خویش!"

آقای نیچه ازمرگ بگوئید؟

هرچه سکوت شب ژرف تر فروافتادن شبنم سنگین تراست.کارمن آموزش چگونه تاب آوردن مرگ یاکنارآمدن باآن نیست.این راه خیانت به زندگیست.درس من اینست که:"به هنگام بمیر"یعنی تازنده ای زندگی کن.اگرزندگیت رابه کمال دریابی وحشت مرگ ازمیان خواهدرفت.کسی که به هنگام زندگی نمیکند نمیتواندبه هنگام بمیرد.سوال اینست که:"آیازندگیت رازیسته ای؟یاباآن زنده بوده ای؟آیاآن رابرگزیده ای یازندگیت تورابرگزیده؟آیاآن رادوست برده ای یا پشیمانی؟آیااززندگیت استفاده برده ای؟"

جواب درست به این سوالات میگویدکه توزندگی را به کمال دریافته ای.چه سهمناک است شنیدن این جمله که کسی نوعی اززندگی رازیسته که برایش مقررشده است وچه سهمناک است ربروشدن بامرگ وقتی که هیچگاه آزادیت راباهمه ی خطرهائی که داشته طلب نکرده ای.اما"مونتنی"هم درموردمرگ درمقاله اش توصیه میکندکه:"دراتاقی زندگی کن که پنجره ای روبه گورستان داشته باشد.این منظره به جای مرگ خواهی ذهن انسان راروشن میکندواولویتهای زندگی رادرنظرش می آورد."

لطفااستادازازدواج وزناشوئی بگوئید

"بله"ی مابه روحانیون درروزعقد"نه"ی بزرگی به انتخابهای دیگراست(استادخندید).فرزندی پدیدنیاوریدمگرزمانی که قادرباشیدآفریننده ای بیافرینید.بی حساب بچه دارشدن اشتباهست.بچه پس انداختن برای کاستن ازتنهائی خویش ابلهانه است.هدف دارکردن زندگی باتخم ِچون خودی راکاشتن اشتباهست واشتباهست اگرباتولیدمثل درصددرسیدن به جاودانگی باشیم به این حساب که نطفه حاوی بخش مهمی ازماست.ازدواج نبایدزندان باشد.بایدباغی باشدکه چیزی برتردرآن کشت شود.!

ببخشیداستادشمابادوستتان پل ولوسالومه عکسی داریدکه گویالوسالومه باتازیانه ای دردست دریک گاری نشسته وشماوپل جلوگاری هستید.میگوینداین عکس داستان وسرانجام عشق شما به لوسالومه است

ممکن است درین موردبرایمان بگوئید؟

هرگزبه دیگران رخصت رازدل گشودن نداده ام مبادامن نیزناچاربه مقابله به مثل شوم.ولی

به هرحال آن عکس گرفته شده .چشمان تیزبین ازآن همه چیزرادرمیابندامامیگویم:

"تااززندگی بیزارنشده باشی به عشق یک زن تن نمیدهی وبدبختی اینجاست که دراوج وشوروحال نمی توان به زنی عشق ورزیدوچشم برزشتی های زیرپوست اونبست.من رویای عشقی رادرسرمیپروراندم که چیزی بیش ازاشتیاق دوتن برای تصاحب همدیگرباشد.مردژرف اندیش نیازمندیاران است.حتی اگرهمه چیز نابودشوداوخدایان خویش رادارد.ولی من نه یارانی داشتم ونه خدایانی.من نیزمثل هرکسی آزمندبودم.ولی خواستاریک دوستی تمام عیارکه شنارادرآبهای کم عمق دوست ندارم.دوستی را میان هم ترازان میجستم."هم تراز"چه واژه ی سکرآوریست.هم ترازبرای انسانی چون من که همواره تنهابوده وهمواره دنبال یافتن کسی بوده که به تمامی متعلق به او باشدوهرگزاورانیافته سرشارازآسایش وامیداست.میدانی هیچ زنی مرالمس نکرده بود.میدانی لمس نشدن وموردعشق نبودن یعنی چه؟میدانی زندگی بدون اینکه ازنگاه زنی دیده شوی یعنی چه؟ازطریق پل شاگردودوستم بادوشیزه ای روسی واستثنائی به نام"لوسالومه"آشناشدم.همه ی رفتارش به من میگفت عاشق من شوومن به او دل بستم.وقتی به او اظهارعشق کردم فاجعه ازراه رسیدواوپل را به من ترجیح دادورفت...

ببخشیداستادچیزی ازلوسالومه برایتان باقی مانده؟

یک پرنده ی شکاری،شاهینی باپنجه های خونین،که درشبیخونی دردل تاریکی قلبم راپاره پاره کردورفت انسان دوستانش راسخت ترازدشمنانش میبخشد.

***

روی برگهای دیگرخیزران کلیک کنیدومطالب آنهاراقضاوت کنید

 _درلینک کدو(عموی مینا)راببینید

http://abzarekaremina.blogsky.com

_درلینک خورشید(عکسی)راببینید

http://kho-r-shid-blogsky.com

_درلینک ماهتاب(عکسی)راببینید

http://maahtab.blogsky.com

_درلینک فیروزه (چشم انداز)رابخوانید

http://firooze.blogsky.com

_درلینک مینیمالنویسی(تقدس زناشوئی)رابخوانید

http://mi-ni-mal-nevisy.blogsly.com

_درلینک پشوتن(شعری ازریلکه)رابخوانید

http://pashootan.blogsky.com

درلینک گل ارغوان(بخش آخرآفتابه)رابخوانید

http://golarghavan.blogsky.com

_درلینک ازاوراق زرنگارکتابها(ازرستم التواریخ)بخوانید

http://az-oraghe-zarnegare-ketabha.blogsky.com

درلینک قطره محال اندیش(ابیاتی ازشعرا)رابخوانید

http://ghtremahalandish.blogsky.com

_درلینک رازکرشمه های رازقلم جولیلی عزیز(...)رابخوانید

http://razekereshmehayeraghseghalam.blogsky.com

_درلینک صورتگران(بامن به دیدارتابلوهای نفیس ونگوگ)بیائید

http://sooratgaran.blogsky.com

_درلینک دقیقه نود(با اخبارلحظه به لحظه‌ی وطن)آشناشوید

http://min30.blogsky.com

_سری هم به حیاط خلوت بزنید

http://parvane121.blogsky.com

_درلینک اهورا(نقاشی های سهراب سپهری)راببینید

http://a-hu-ra.blogsky.com/

_درلینک ازین روزهای خاکستری(عکسی ازروزهای خاکستری)راببینید

http://azinroozhaykhakestary.blogsky.com/

_درلین زیرغزلی باصدای گرم علی موسوی گرمارودی بشنوید

http://hafez.mastaneh.ir/ghazal/ghazal-16/

_درلینک زیرترانه ی باران امیدرابشنوید

http://www.4shared.com/file/21199781/b47ddcf9/Omid-Baran.html?s=1

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo