X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 26 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 08:08 ب.ظ

عشق، عاشق، معشوق

تنها دُردکشان ِ درد پیشه میدانند:

انسان را چیزی نیست

مگر آنچه را که می بخشد

*

عشق زاده‌ی نیازی است

نیازی ژرف و اضطراب آلود

اشتیاقی هستی سوز

*

گردونه از عشق گردان است

معرفت از عشق معنی میگیرد

آدمی با عشق به کمال میرسد

*

خورشید ِعشق از افقهای پر ابهام خیال

از قله های مه آلود تشویش

از ذات خدائی انسان، سر بر میکشد

*

خیال دختر ناز پرورده‌ی تنهائی است

کبوتر ِتشویش در چشمه سار ِ روح ِخدائی انسان تن میشوید

وز بام  ِ قصر ویران ِاطمینان و یقین پر میکشد

*

عشق بر شاخه ی درخت ِتناور آرزومندی جوانه میزند

وگر چه دوستی را موافقت شرط است، باری

معشوق بر مسند ناز مینشیند، عاشق بر خاک نیاز بوسه میزند

*

عشق بر اریکه‌ی رواق ِ بهشت تکیه دارد

عاشق خاکستر نشین ِحسرت آباد

معشوق مقیم عشرت سرای راحت آباد است

*

هر آنچه که معشوق جفا پیشه کند، عاشق وفا در طبق اخلاص مینهد

عاشق ِِپاکپاخته را چیزی نیست

مگر سر ِپر شوری که بی ریا در ره ِمعشوق مینهد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo